«جائفه» یکی از جراحات بدن است که با وارد کردن هر نوع وسیله و از هر جهت به درون بدن انسان اعم از شکم، سینه، پشت و پهلو ایجاد میشود و دیه آن یکسوم دیه کامل است. «نافذه» جراحتی است که با فرو رفتن وسیلهای مانند نیزه یا گلوله در دست یا پا ایجاد میشود و دیه آن در مرد، یکدهم دیه کامل است. تشخیص برخی از مصادیق جراحت جائفه و نافذه برای قضات وکارگزاران، مشتبه شده است. برای اینکه بتوان حکم این مصادیق را روشن کرد، ضرورت دارد که این دو جراحت، موضوعشناسی شوند. از این جهت ابتدا ارکان تشکیل دهنده هر یک از این جراحات را بررسی میکنیم تا بتوان تکلیف مصادیق مشتبه را مشخص ساخت. ارکان دخیل در مفهوم «جائفه» عبارتند از: تحقق جراحت در بدن، با ابزار جراحت مانند چاقو، وقوع جراحت در مکان دارای جوف و وصول جراحت به جوف، پس اگر جراحت به جوف نرسد، جراحت دامیه یا متلاحمه خواهد بود. ارکان دخیل در جراحت «نافذه» عبارتند از: اختصاص جراحت «نافذه» به دست و پا؛ تحقق جراحت «نافذه» با هر ابزاری؛ تحقق جراحت «نافذه» با ابزار تیز و گِرد؛ مقدار نفوذ جراحت در «نافذه» واعتبار خروج از طرف دیگر؛ پس اگر از طرف دیگر خارج نشود، حسب مورد، جراحت متلاحمه یا دامیه خواهد بود. هر چند جمعی از فقیهان این امر را در نافذه شرط نمیدانند. مصادیق مشکوک جائفه و نافذه عبارت است از جراحت با لیزر، اصابت ساچمه به بدن، فرو رفتن سوزن ظریف تزریقات و نافذه در بند انگشت و مصادیق دیگر که از نظر موضوعشناسی وضعیت این مصادیق در این تحقیق مشخص شده است.